sluesslew معنی فارسی چرخاندن گرداندن پيچ دادن چرخيدن گشتن پيچ خوردن پيچ چرخ گردش واژههای دیگر با معنی «چرخاندن» slue چرخاندن، گرداندن، پيچ دادن whirl چرخاندن، چرخ دادن، پر دادن slew چرخاندن، گرداندن، پيچ دادن death spiral حرکت چرخاندن يار (اسکيت) island pullout مانور چرخاندن تخته موج براي ردکردن موج overstand بيش از حد ماندن قايق در يک مسير بجاي، چرخاندن layover ايست موقت، توقف کوتاه ميان راه، چرخش روي يک پا و چرخاندن بدن (اسکيت) swirl پيچيدن، چرخ زدن، پيچاندن twirl چرخش، گردش، دور