دیکشنری فارسی

smaller

UKsmɔːlər US'smɔlə

معنی فارسی

کوچک کوچيک ريز خرد غيرمهم جزئي پائين رتبه پست گمنام

تعریف انگلیسی

adjective
  1. small or little relative to something else

واژه‌های دیگر با معنی «کوچک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن