دیکشنری فارسی

smashed

UKsmæʃt USsmæʃt

معنی فارسی

مست

معنی کامل و مثال‌ها

/smasht/adj.

● (خودمانی) مست

تعریف انگلیسی

adjective
  1. very drunk

واژه‌های دیگر با معنی «مست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن