smeet معنی فارسی قال کردن گداختن تصفيه کردن واژههای دیگر با معنی «قال کردن» smelt قال کردن، 7 قال گذاشتن، گداختن metallurgy فن برهيختن و قال کردن فلزات، استخراج فلزات و آماده ساختن آنهابراي کار metallurgist متخصص برهيختن و قال کردن فلزات metallurgic وابسته بفن استخراج و قال کردن فلزات regulus موادفلزي که درنتيجه قال کردن معدن بدست مي، ايدوتا اندازه اي ناپاک است lion heart مواد فلزي که درنتيجه قال کردن معدن بدست مي، آيدوتا اندازه اي ناپاک است cupel قال، بوته، قال کردن liquation گداز، گدازش، پالايش بوسيله قال کردن يا گداختن liquate گداختن، آب کردن، ذوب کردن roughhouse بازي يا کتککاري و غيره ي پرقيل و قال، خشونت کردن، با خشونت رفتار کردن