snail paced معنی فارسی کندرو واژههای دیگر با معنی «کندرو» waddler کندرو، تلو تلو خور. tardigrade کندرو، جانورکندرو slow footed کندرو snail-paced کندرو plodder مزدور جان کن، ادم زحمت کش، ادم کندرو tardier دير، ديراينده، مند tardiest دير، ديراينده، مند tardy دير، ديراينده، مند