snail-paced معنی فارسی کندرو معنی کامل و مثالها /-pāst´/adj.● کند، بطی، آهسته پیما، کندرو واژههای دیگر با معنی «کندرو» waddler کندرو، تلو تلو خور. tardigrade کندرو، جانورکندرو slow footed کندرو snail paced کندرو plodder مزدور جان کن، ادم زحمت کش، ادم کندرو tardier دير، ديراينده، مند tardiest دير، ديراينده، مند tardy دير، ديراينده، مند