soarer معنی فارسی پرواز کننده رافع صاعد. واژههای دیگر با معنی «پرواز کننده» volant پرواز کننده، پرنده، چابک volitant پرواز کننده، پرنده، چابک altitude/height hold متوقف کننده سقف پرواز هواپيما، محدود کننده خودکار ارتفاع پرواز هواپيما homing adaptor تطبيق کننده مسير پرواز هواپيما با جهت، امواج رادار يا ايستگاه کنترل flier پرنده، پرواز کننده، اسب تيزرو sortie number شماره پرواز يا کاروان دريايي، تعداد هواپيماهاي شرکت کننده در پرواز sortie reference شماره پرواز، تعداد هواپيماهاي شرکت کننده در پرواز blood agent مدت پرواز، عامل شيميايي لخته کننده خون، عامل ضد حرکت خون