دیکشنری فارسی

solitarily

UKsɔlitəriliː

معنی فارسی

تنها به تنهايي

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in solitude “a hermit chooses to live solitarily” “Derived from adjective: solitary”

واژه‌های دیگر با معنی «تنها»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن