solubly UKsɔljubliː معنی فارسی آب شدني قابل حل واژههای دیگر با معنی «آب شدني» soluble آب شدني، قابل حل liquefiable آب (گونه) شدني، گداختني solvable حل کردني، قابل حل، آب شدني