somewise معنی فارسی تا اندازه اي معنی کامل و مثالها /-wīz´/adv.● (قدیمی) تا اندازهای، به طریقی واژههای دیگر با معنی «تا اندازه اي» partway تا اندازه اي، نيمه، بخشي از راه somewhat تا اندازه اي، کمي، قدري poco تا اندازه اي، کمي flattish تا اندازه اي پهن، نسبتا خنک يابيمزه roughish تا اندازه اي زبر، نسبتاخشن coldish تا اندازه اي سرد rawish تا اندازه اي خام roundish تا اندازه اي گرد whitish تا اندازه اي سفيد، نزديک به سفيد، نسبتا سفيد. prettyish تا اندازه اي قشنگ