دیکشنری فارسی

souvenir

UKsuːvəniər US'su:və'nıə

معنی فارسی

يادگار يادگاري سوغات

معنی کامل و مثال‌ها

/sōō´vǝ nir´/n.

یادگاری، یادآور، ره‌آورد، سوغات، ارمغان

تعریف انگلیسی

noun
  1. something of sentimental value
  2. a reminder of past events

مترادف‌ها

noun
[Fr.] Remembrancer, memento, keepsake.

واژه‌های دیگر با معنی «يادگار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن