دیکشنری فارسی

trophy

UKtroufiː US'trəufı

معنی فارسی

يادگار ، پيروزي ، نشان ظفر ،

غنائم جنگي که از آن يادرگاري برپا کنند ،

انعام

معنی کامل و مثال‌ها

/trō´fē/n., pl.

(در اصل) بنای یادبود پیروزی، منار پیروزی (که در میدان نبرد یا در شهر برپا می شد)، به نمایش گذاری غنایم جنگ، مدالی که غنایم جنگ را نشان می‌داد

(معماری) تزیین به شکل توده‌ای سلاح، آذین جنگ افزاری

غنیمت جنگی (به ویژه سلاح و پرچم دشمن که به عنوان یادبود نگهداری شود)

سر یا پوست حیوان شکار شده (که معمولا به دیوار می‌آویزند)

جایزه (مثلا گلدان نقره که به برنده‌ی مسابقه می‌دهند)، نشان پیروزی، نشان افتخار

the old athlete's trophies were on the shelves

جایزه‌های ورزشکار پیر روی تاقچه‌ها قرار داشتند.

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the French word 'trophée' in the 15th century, which means 'prize of war', from Latin 'trophæum' meaning 'monument to an enemy's defeat'.

مثال

  • He won a trophy for his outstanding performance.
  • The trophy was displayed in a glass case.
  • She held the trophy high above her head.

ترکیب‌های رایج

Win a trophy Award a trophy Trophy case Trophy room Championship trophy

تعریف انگلیسی

noun
  1. an award for success in war or hunting
  2. something given as a token of victory

مترادف‌ها

noun
Memorial of conquest, evidence of victory.

واژه‌های دیگر با معنی «يادگار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن