spall
USspɔl
معنی فارسی
شکافتن قاش کردن شکستن خرد کردن تخته بندي کردن
معنی کامل و مثالها
/spôl/n., vt., vi.
● (به ویژه از سنگ) تراشه، سنگریزه
● تراشه کردن، چند پاره کردن، پوسته پوسته کردن یا شدن، لایه لایه کردن یا شدن
● (فیزیک) پراشیدن