دیکشنری فارسی

spall

USspɔl

معنی فارسی

شکافتن قاش کردن شکستن خرد کردن تخته بندي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/spôl/n., vt., vi.

(به ویژه از سنگ) تراشه، سنگریزه

تراشه کردن، چند پاره کردن، پوسته پوسته کردن یا شدن، لایه لایه کردن یا شدن

(فیزیک) پراشیدن

واژه‌های دیگر با معنی «شکافتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن