دیکشنری فارسی

spall

USspɔl

معنی فارسی

شکافتن قاش کردن شکستن خرد کردن تخته بندي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/spôl/n., vt., vi.

● (به ویژه از سنگ) تراشه، سنگریزه

● تراشه کردن، چند پاره کردن، پوسته پوسته کردن یا شدن، لایه لایه کردن یا شدن

● (فیزیک) پراشیدن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a fragment broken off from the edge or face of stone or ore and having at least one thin edge “a truck bearing a mound of blue spalls”

واژه‌های دیگر با معنی «شکافتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن