دیکشنری فارسی

spermatic

UKspəmætik

معنی فارسی

نطفه اي خايه اي

معنی کامل و مثال‌ها

/spǝr mat´ik/adj.

خاگی، نطفه‌ای، زامی، نرابی، وابسته به منی، تخمی، بیضه‌ای

مترادف‌ها

adjective
Seminal.

واژه‌های دیگر با معنی «نطفه اي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن