spilth
معنی فارسی
عمل ريختن
هر چيز ريخته يا لبريز شده
معنی کامل و مثالها
/spilth/n.
● (مهجور)
● عمل ریختن
● هر چیز ریخته یا لبریز شده
عمل ريختن
هر چيز ريخته يا لبريز شده
/spilth/n.
● (مهجور)
● عمل ریختن
● هر چیز ریخته یا لبریز شده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن