vat
UKveits
USvæt
معنی فارسی
خمره ، در خمره ريختن ، در خمره عمل آوردن
معنی کامل و مثالها
/vat/n., vt.
● خمره، خم، کنور، تغار، تبنگو، پاتیل
wine vats
خمرههای شراب
a dying vat
خم رنگرزی
● محلول حاوی رنگیزه
● در خمره ریختن، در خم نگهداری کردن