دیکشنری فارسی

vat

UKveits USvæt

معنی فارسی

خمره ، در خمره ريختن ، در خمره عمل آوردن

معنی کامل و مثال‌ها

/vat/n., vt.

● خمره، خم، کنور، تغار، تبنگو، پاتیل

wine vats

خمره‌های شراب

a dying vat

خم رنگرزی

● محلول حاوی رنگیزه

● در خمره ریختن، در خم نگهداری کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a tax levied on the difference between a commodity's price before taxes and its cost of production
noun
  1. a large open vessel for holding or storing liquids

واژه‌های دیگر با معنی «خمره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن