دیکشنری فارسی

vat

UKveits USvæt

معنی فارسی

خمره ، در خمره ريختن ، در خمره عمل آوردن

معنی کامل و مثال‌ها

/vat/n., vt.

خمره، خم، کنور، تغار، تبنگو، پاتیل

wine vats

خمره‌های شراب

a dying vat

خم رنگرزی

محلول حاوی رنگیزه

در خمره ریختن، در خم نگهداری کردن

واژه‌های دیگر با معنی «خمره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن