دیکشنری فارسی

splicing

UKsplaisiŋ US'splaısıŋ

معنی فارسی

بهم تابيدن ، با هم متصل کردن ، بهم پيوستن ،

با هم وصلت دادن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a junction where two things (as paper or film or magnetic tape) have been joined together “the break was due to an imperfect splice”

واژه‌های دیگر با معنی «بهم تابيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن