spont معنی فارسی فواره واژههای دیگر با معنی «فواره» discharge nozzle فواره تخليه aquacade فواره ء بلند. waterworks دستگاه آب رسان، فواره spouter بيرون جهنده، فواره . girandole چرخ وفلک، فواره گردان، شمعدان چندشاخه bidet بيده، فواره ي طهارت bubbler آبخوري همگاني، آبخوري فواره اي springhead سرچشمه، چشمه، فواره . spout لوله (در قوري و مانند آن)، دهانه شير، ناودان fountain چشمه، سرچشمه، منبع