squabber معنی فارسی ستيزه گر پيشجواب. واژههای دیگر با معنی «ستيزه گر» contentious ستيزه گر، نزاع جو، موردنزاع dissentious ستيزه گر، نزاع جو، موردنزاع disputatious ستيزه جو، ستيزه گر pugilist مشت زن، مشت باز، ستيزه گر