دیکشنری فارسی

squeezing

UKskwiːziŋ US'skwi:zıŋ

معنی فارسی

فشردن له کردن چلاندن فشار دادن آب گرفتن از بيرون آوردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of gripping and pressing firmly “he gave her cheek a playful squeeze”

واژه‌های دیگر با معنی «فشردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن