staccato
UKstəkɑːtou
USstə'kɔ'təu
معنی فارسی
جدا جدا بريده مقطع
معنی کامل و مثالها
/stǝ kät´ō/adj., adv., n.,pl.
● (دستور نواختن موسیقی) به طور منقطع بنوازید، مکث دار
● گره گره، منقطع
● متشکل از صداهای ناگهانی و مشخص، جدا آوا، ناپیوسته
staccato gunfire
تیر اندازی نا پیوسته
● به طور ناپیوسته یا جدا آوا
● (سبک نگارش یا سخنگویی) بریده بریده، منقطع، گسسته، همگسسته
تعریف انگلیسی
adverb
- (music) marked by or composed of disconnected parts or sounds; cut short crisply “staccato applause” “a staccato command” “staccato notes”
- separating the notes; in music “play this staccato, please”