دیکشنری فارسی

staccato

UKstəkɑːtou USstə'kɔ'təu

معنی فارسی

جدا جدا بريده مقطع

معنی کامل و مثال‌ها

/stǝ kät´ō/adj., adv., n.,pl.

● (دستور نواختن موسیقی) به طور منقطع بنوازید، مکث دار

● گره گره، منقطع

● متشکل از صداهای ناگهانی و مشخص، جدا آوا، ناپیوسته

staccato gunfire

تیر اندازی نا پیوسته

● به طور ناپیوسته یا جدا آوا

● (سبک نگارش یا سخنگویی) بریده بریده، منقطع، گسسته، هم‌گسسته

تعریف انگلیسی

adverb
  1. (music) marked by or composed of disconnected parts or sounds; cut short crisply “staccato applause” “a staccato command” “staccato notes”
  2. separating the notes; in music “play this staccato, please”

واژه‌های دیگر با معنی «جدا جدا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن