staff 1 معنی فارسی ستاد واژههای دیگر با معنی «ستاد» general staff ستاد کل، ستاد عمومي، ستاد فرماندهي brigade staff ستاد تيپ combined staff ستاد مرکب، ستاد مختلط، ستاد متشکل از integrated staff ستاد توام، ستاد يکپارچه، ستاد التقاطي personal staff ستاد شخصي، ستاد خصوصي فرمانده directing staff ستاد هادي، ستاد هدايت کننده chief of staff رئيس ستاد special staff ستاد تخصصي، ستاد اختصاصي joint staff ستاد مشترک staff officer افسر ستاد.