standby
UKstænbai
US'stænd'baı
معنی فارسی
جانشين کشيک.
معنی کامل و مثالها
/stand´bī´/n., pl.
● (شخص یا چیز) آمادهی کار، آمادهی کاربرد، همیشه حاضر، زاپاس، ذخیره، کمکی
● (هواپیما و غیره) مسافری که اگر جا باشد سوار خواهد شد، مسافری که صندلی او مسجل نیست
* on standby
(مسافر) در انتظار سوار شدن در صورت بودن جا، در لیست انتظار
تعریف انگلیسی
adjective
- something that can be relied on when needed
- an actor able to replace a regular performer when required “a standby generator” “a standby crew”