دیکشنری فارسی

standby

UKstænbai US'stænd'baı

معنی فارسی

جانشين کشيک.

معنی کامل و مثال‌ها

/stand´bī´/n., pl.

(شخص یا چیز) آماده‌ی کار، آماده‌ی کاربرد، همیشه حاضر، زاپاس، ذخیره، کمکی

(هواپیما و غیره) مسافری که اگر جا باشد سوار خواهد شد، مسافری که صندلی او مسجل نیست

* on standby

(مسافر) در انتظار سوار شدن در صورت بودن جا، در لیست انتظار

تعریف انگلیسی

adjective
  1. something that can be relied on when needed
  2. an actor able to replace a regular performer when required “a standby generator” “a standby crew”

واژه‌های دیگر با معنی «جانشين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن