دیکشنری فارسی

stationing

US'steıʃənıŋ

معنی فارسی

ايستگاه جايگاه مرکز پايه رتبه مقام شان جا محل

واژه‌های دیگر با معنی «ايستگاه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن