دیکشنری فارسی

staunchness

UKstɔːntʃnəs

معنی فارسی

وفاداري ثبات رسوخ بي منفذي کيپي بيرخنه اي

تعریف انگلیسی

noun
  1. loyalty in the face of trouble and difficulty

واژه‌های دیگر با معنی «وفاداري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن