دیکشنری فارسی

stench

UKstentʃ USstentʃ

معنی فارسی

بوي بد گند

معنی کامل و مثال‌ها

/stench/n.

بوی گند، تعفن، گند

مترادف‌ها

noun
Stink, fetor, bad smell, offensive odor.

واژه‌های دیگر با معنی «بوي بد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن