دیکشنری فارسی

stiletto

UKstiletouhiːl USstə'letəu

معنی فارسی

دشنه گزليک کارد

معنی کامل و مثال‌ها

/sti let´ō/n., pl.

● دشنه، خنجر، چاقوی نوک تیز

● (برای سوراخ کردن چرم یا درز دار کردن پارچه و غیره) درفش، سوراخ کن

● (انگلیس - پاشنه‌ی بلند و باریک کفش زنانه) پاشنه تیز، پاشنه سوزنی (stiletto heel و spike هم می‌گویند)

● دشنه زدن، با خنجر سوراخ کردن یا کشتن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a small dagger with a tapered blade

مترادف‌ها

noun
1. Dagger, dirk, poniard, pocket dagger, stylet.
2. Bodkin, piercer, eyeleteer.

واژه‌های دیگر با معنی «دشنه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن