دیکشنری فارسی

dirk

UKdəːk USdə:k

معنی فارسی

خنجر دشنه خنجرزدن

معنی کامل و مثال‌ها

/du_rk/n., vt.

● دشنه، چاقوی تیغه بلند، قداره

● با دشنه زدن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a relatively long dagger with a straight blade

واژه‌های دیگر با معنی «خنجر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن