stinko معنی فارسی مست معنی کامل و مثالها /stiŋk´ō/adj.● (خودمانی) مست واژههای دیگر با معنی «مست» stum مست، مستي، اب انگورتازه درخم کرده groggier مست، عرق خور، ميگسار groggiest مست، عرق خور، ميگسار groggily مست، عرق خور، ميگسار groggy مست، عرق خور، ميگسار intoxicated مست، مست شده، از خود بيخود شده bombed مست، لول، نشئه tisy مست، خرف، مستانه shicker مست، ميخوار، دائم الخمر languorous مست، ضعيف، پژمرده .