دیکشنری فارسی

stipulated

UKstipjuleitid US'stıpjə'leıtıd

معنی فارسی

قيد کردن شرط کردن قرار گذاشتن تصريح کردن

واژه‌های دیگر با معنی «قيد کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن