دیکشنری فارسی

stocked

UKstɔkt USstɔkt

معنی فارسی

مايه ، ذخيره ، موجودي ، تنه ،

ساقه درخت پيوند خورده ، قنداق (تقنگ)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. furnished with more than enough “rivers well stocked with fish” “a well-stocked store”

واژه‌های دیگر با معنی «مايه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن