stowing
معنی فارسی
تنگ هم چيدن خوب جا دادن
تعریف انگلیسی
noun
- the act of packing or storing away
تنگ هم چيدن خوب جا دادن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن