stretches
UKstretʃiz
US'stretʃəz
معنی فارسی
دراز کردن کشيدن امتداد دادن کش آوردن کش دادن زياد صرف کردن
دراز کردن کشيدن امتداد دادن کش آوردن کش دادن زياد صرف کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن