دیکشنری فارسی

strikingly

UKstraikiŋliː US'straıkıŋlı

معنی فارسی

برجسته قابل توجه موثر گيرنده زننده شگفت آور زنگي زنگ زن

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a striking manner “this was strikingly demonstrated” “the evidence was strikingly absent” “Derived from adjective: striking”

واژه‌های دیگر با معنی «برجسته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن