strow
USstrəu
معنی فارسی
ريختن پاشيدن افشاندن
معنی کامل و مثالها
/strō/vt.
● (قدیمی) رجوع شود به: strew
مترادفها
verb active
See strew.
ريختن پاشيدن افشاندن
/strō/vt.
● (قدیمی) رجوع شود به: strew
verb active
See strew.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن