دیکشنری فارسی

strumous

معنی فارسی

متورم داراي تورم بالشي.

مترادف‌ها

adjective
See strumose

واژه‌های دیگر با معنی «متورم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن