submission hold معنی فارسی خفه کردن ، کانستنس يا شکستن دست از مفصل تا آرنج (جودو) ، شي مه واژههای دیگر با معنی «خفه کردن» suffocate خفه کردن، راه نفس (کسي) را گرفتن، خاموش يا خفه کردن smother خفه کردن، فرونشاندن، پنهان کردن shushes خفه کردن، زياد فشردن، خواباندن stifle خفه کردن، خاموش کردن، فرو نشاندن strangle خفه کردن، زياد فشردن، خواباندن jugulate خفه کردن، کشتن، براي درمان به اقدامات شديد دست زدن choke خفه کردن، بستن، مسدودکردن shushing خفه کردن، بستن، مسدودکردن asphyxiate خفه کردن asphyxiator خفه کردن