subocular معنی فارسی زير چشم، واقع در زير چشم. واژههای دیگر با معنی «زير چشم» infraorbital واقع در زير کاسه چشم squint لوچ، چپ، لوچي suborbital زير کاسه چشمي، در زيرچشم، زير مدار زمين. S. -1 نشانه شيميائي (sulfur) به معني گوگرد.، -2 مخفف کلمات زير است:، نصف M.A. مخفف جملات زير:، سن عقلي، سن يکنفر بر حسب رشد نيروهاي عقلي و L.E. مخفف جملات زير است:، چشم چپ. left eye، لوپوس اريتماتو T. مخفف کلمات زير است:، درجه گرما، درجه گرماي دروني بدن. temperature O. -1 نشانه شيميائي اکسيژن، -2 مخفف واژه هاي زير است:، چشمoculus L.D. مخفف جملات زير است:، مقدار مهلک، مقدار کشنده . lethal dose O.D. مخفف جملات زير است:، چشم پزشکي که فقط نمره عينک تعيين مي کند optometry، Doctor of