دیکشنری فارسی

succor

UKsʌkɔːr US'sʌkə

معنی فارسی

املاي امريکايي succour دستگيري ياري کمک امداد دستگيري کردن (از) ياري کردن (به)

معنی کامل و مثال‌ها

/suk´ǝr/vt., n.

کمک، یاری، پایمردی، مدد، یاری

they came to our succor

آنان به کمک ما آمدند.

وسیله کمک، منبع پایمردی، مدد رسان، پایمرد، یاور

religion was their only succor

مذهب یگانه یاور آنان بود.

کمک کردن یا رساندن، پایمردی کردن، مدد رساندن (انگلیس: succour)

مترادف‌ها

I. verb active
1. Aid, assist, help, relieve.
2. Cherish, foster, encourage, nurse, comfort.
II. noun
Relief, aid, assistance, help, support, helping hand.

واژه‌های دیگر با معنی «املاي امريکايي succour»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن