دیکشنری فارسی

vapor

UKveipər US'veıpə

معنی فارسی

املاي امريکايي vapour بخار دمه مه چيز پوچ خيال بيهوده بخار (پس) دادن ياوه سرايي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/vā´pǝr/n., vt., vi.

بخار، دمه، خوزم

the vapor coming out of the samovar

بخاری که از سماور بیرون می‌آمد

water vapor

بخار آب

مه، دود و بخار، تارمیغ، تف

(حالت گازی هر ماده‌ای که معمولا یا آبگون و یا جامد است) گاز

بخور

(در سیلندر موتور) گاز آتشگیر

(نادر) هر چیز بی‌ارزش

(سابقا) بخار معده، (معمولا با: the) دلمردگی، خود بیمار انگاری

رجوع شود به: evaporate

بخار بیرون دادن، بخار کردن

my breath was vaporing in the cold air

در هوای سرد نفسم بخار می‌کرد.

رجوع شود به: vaporize

چرند، مزخرف، وهم (اوهام)، خیال باطل

چرندگویی، مزخرف گفتن، خیالبافی کردن (انگلیس: vapour)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a visible suspension in the air of particles of some substance
  2. the process of becoming a vapor

مترادف‌ها

I. noun
1. Gaseous state (of a substance ordinarily fluid or solid), aeriform state.
2. Fume, steam, reek, exhalation, smoke, fog, mist, rack.
3. Phantom, fantasy, whim, whimsey, vagary, day dream, vain imagination, unreal fancy, dream, vision.
II. verb neuter
Boast, brag, bluster, swagger, bully, faire claquer son fouet.

واژه‌های دیگر با معنی «املاي امريکايي vapour»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن