succumbs
UKsəkʌmz
USsə'kʌmz
معنی فارسی
از پا درآمدن مردن تسليم شدن
از پا درآمدن مردن تسليم شدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن