دیکشنری فارسی

suffragan

UKsʌfrəgən

معنی فارسی

تابع، تابع منطقه ياقسمت ديگري، دستيار.

وابسته به ياور اسقف

معنی کامل و مثال‌ها

/suf´rǝ gǝn/n., adj.

اسقف تابع اسقف ارشدتر، یاور اسقف

وابسته به یاور اسقف

مترادف‌ها

noun
Bishop (as subject to an archbishop), assistant bishop, suffragan bishop.

واژه‌های دیگر با معنی «تابع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن