suffragan
UKsʌfrəgən
معنی فارسی
تابع، تابع منطقه ياقسمت ديگري، دستيار.
وابسته به ياور اسقف
معنی کامل و مثالها
/suf´rǝ gǝn/n., adj.
● اسقف تابع اسقف ارشدتر، یاور اسقف
● وابسته به یاور اسقف
مترادفها
noun
Bishop (as subject to an archbishop), assistant bishop, suffragan bishop.