suffusive معنی فارسی پر (por) مشبع. واژههای دیگر با معنی «پر (por)» plume پر، پر ارايشي، پرکلاه full پر، انباشته، کامل too پر، :زياد، بيش از حد لزوم feather پر، پروبال، ريش fraught پر، مملو، دارا replete پر، انباشته، پر کرده filled پر، انباشته، مملو full TO repletion پر، پرپر، انباشته topful پر، مالامال، لبريز. topfull پر، مالامال، لبريز.