دیکشنری فارسی

too

UKtuː UStu:

معنی فارسی

پر ، :زياد ، بيش از حد لزوم ،

انقدر.......که نمي توان ، نيز ، هم

معنی کامل و مثال‌ها

/tōō/adv.

هم، نیز، همچنین، همین‌طور

me too

من هم همین‌طور

it may cause illness too

ممکن است منجر به بیماری نیز بشود.

he learned Arabic well, and quickly too

عربی را خوب آموخت و همچنین با سرعت.

I will die too

من هم خواهم مرد.

this too will pass

این نیز بگذرد.

she can dance and sing too

او می‌تواند برقصد و آواز هم بخواند.

بیش از حد، زیاده، زیادی، خیلی

the water is too cold for swimming

آب برای شناکردن خیلی سرد است.

the weather is too hot today

امروز هوا زیادی گرم است.

too much speed causes accidents

سرعت بیش از حد موجب تصادف می‌شود.

don't talk too loudly, the baby will wake up

خیلی بلند حرف نزن بچه بیدار می‌شود.

Parviz drank too much

پرویز زیادی مشروب خورد.

زیاد، بسی، فراوان، بسیار، خیلی

thanks for all your help, you've been too kind to me

از کمک‌های شما سپاسگزارم شما خیلی به من مهربانی کرده‌اید.

I am not feeling too well today

امروز حالم زیاد خوب نیست.

she won't be too happy to see you

از دیدن تو زیاد خوشحال نخواهد شد.

* all too

بسیار، خیلی

I remember it all too well

به خوبی آن را به خاطر دارم.

* too little

(مقدار) بسیار کم، خیلی کم

* too many cooks spoil the broth

آشپز که دو تا شد آش شور می‌شود

* too much

(مقدار) بسیار زیاد، خیلی زیاد، زیادی

تعریف انگلیسی

adverb
  1. to a degree exceeding normal or proper limits “too big” “Derived from adjective: excessive (for: excessively)”
  2. in addition “he has a Mercedes, too”

مترادف‌ها

adverb
1. Overmuch, over.
2. Also, likewise, moreover, in addition.

واژه‌های دیگر با معنی «پر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن