دیکشنری فارسی

suggestively

UKsədʒestivliː

معنی فارسی

اشاره کننده دلالت کننده دال مبين حاکي وسوسه آميز

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a suggestive manner “she smiled suggestively” “Derived from adjective: suggestive”

واژه‌های دیگر با معنی «اشاره کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن