دیکشنری فارسی

supervisor

UKsuːpəvaizər US'su:pə'vaızə

معنی فارسی

مباشر ناظر

معنی کامل و مثال‌ها

/sōō´pǝr vī´zǝr/n.

● سرپرست، ناظر، مدیر

● استاد راهنما، مدیر گروه

● سرکار، سرکارگر

تعریف انگلیسی

noun
  1. one who supervises or has charge and direction of
  2. a program that controls the execution of other programs

مترادف‌ها

noun
See superintendent.

واژه‌های دیگر با معنی «مباشر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن