دیکشنری فارسی

surd

UKsəːd

معنی فارسی

گنگ اصم بيصدا ريشه گنگ جذر اصم حروف بيصدا

معنی کامل و مثال‌ها

/su_rd/adj., n.

(ریاضی) گنگ، اصم (irrational هم می‌گویند)

(آوا شناسی) بی‌واک (voiceless هم می‌گویند)

مترادف‌ها

adjective
1. (Mathematics) Radical, incommensurable.
2. (Orthoepy.) Aspirate, toneless, unintonated, atonic, unheard, without vocality, pronounced with a simple breathing.

واژه‌های دیگر با معنی «گنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن