دیکشنری فارسی

surfacing

UKsəːfisiŋ US'sə:fəsıŋ

معنی فارسی

رويه سطح روي نما بيرون ظاهر ظاهري سطحي

تعریف انگلیسی

noun
  1. emerging to the surface and becoming apparent

واژه‌های دیگر با معنی «رويه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن