دیکشنری فارسی

surging

UKsəːdʒiŋ US'sə:dʒıŋ

معنی فارسی

خيزآب ، موج ، موج زدن ، اين سو و آن سو جنبيدن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. characterized by great swelling waves or surges “billowy storm clouds” “the restless billowing sea” “surging waves”

واژه‌های دیگر با معنی «خيزآب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن