دیکشنری فارسی

surpassingly

UKsəpɑːʃiŋliː

معنی فارسی

برتر فائق

تعریف انگلیسی

adverb
  1. to a surpassing degree “she was a surpassingly beautiful woman” “Derived from adjective: surpassing”

واژه‌های دیگر با معنی «برتر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن